sokout ‫سکوت

‫با درود ، سعی میشو د در اینجا یادداشتهای روزانه که به ذهنم خطور میکند منعکس نمایم.

sokout ‫سکوت

‫با درود ، سعی میشو د در اینجا یادداشتهای روزانه که به ذهنم خطور میکند منعکس نمایم.

به یاد ساحل سیم بالا ‫نوشته ‫ماشاءالله جماتی پور

 بندرعباس   ـ   ماشاءالله  جماتی پور

هان!

ای سیم بالا

ای دختر جرون

ای همزاد تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی ی من

ای پیزاده ی خیال من

ای پری دریایی بی ریای من

ای کرانه ی دریای بی کران

ای صدای خنده  ریگزار های

سرریگ

سوروی من

ای نهفته راز در ودیعه رازهای خواجه عطاء  

 چاه خور

مغ ناخای من

ای درد آشنای من

ای دلدار کودکی و جوانی و پیری و مرگ من

مست پر غرور رقص توام

ای ساحل پر شکوه در رقص منحنی ماه

از پس دنداده های کوه موج

دلداده ی شور صوفیانه و های و هوی سبز موج

در خلوت سکوت پریزادگان خفته در خاطره های نور ماه

در طنین صدای سم اسبان حوریان

که می رسد به گوش

هر لحظه از این کرانه ی پر خروش

در دل شب های خاموش

در گریه های پریان فتنه چشم چموش

در ناله های گنگ  این ساحل پر عطش

در فضای خفه توفان های دریده چشم

در کوه پایه های کف آلود کف های بی نشان و نام

در اشک شن زارهای  ساحل کبود

این  آسمان غم انگیز لاجورد

آه ! اینک

میکشم به دوش

این ساحل ملول

پر قصه از غصه های دل

این کرانه ی پر غرور کودکی

این ریگزار های اسیر پنجه ی وحشی اضطراب و وهم و سیاهی

این ساحل رمیده از سرور

بی خبر ز خویش

بی خبر ز صبح دور

در پس   کوچه های سرنوشت نامعلوم

در برج و باروی قلعه شاهی

در خَم بادگیرهای بلند کارگزاری

در مجموعه برکه های آب

برکه ی گرد

چهار برکه

برکه ی ناظمی

در گرمخانه ی حمام گله داری

در دالانهای تنگ بت گورو

آه ! 


ای ساحل بی غروب من

با وهم شب سخن بگو

از دیده ی حباب

از شعله ی سراب

از بوسه ی شراب

از برهنه گیسوی مهتاب

از بهت بومیان سوخته لب

اینک

می کشم به دوش

این ساحل عریان و لخت و پتی

در ساق کوچه های خالی نگاه

در یادبودی نبشته ی دیوار 


چند اسم  


یادبودی علی سن رضا

هوشنگ

فاروق

مَه سن خالو

احمدو

غلام آغا

یادبودیٍ تسبیح گوریز و شورت

در دستان نازک شریف

در رج بشکه های نفت

بوی تند عرق، بنزین

نفت

از بیلرسوت پدر

کارگر شماره صد و ششِ شرکت ملی نفت.
 

یادبود   

 

آواز دسته جمعی پینه دستان  نفت :

 " هِلِی، مال

هِلِی، مال!  

چملو

چملو اَ لار هُندن چملو

بُنُسی جَهله به پشتی که به ناز بالا هُندن چملو

هِلِی، مال

هِلِی، مال  

چملو



چملو اَ لار هُندن چملو

بُنُسی جَهله به کَنگی که به ناز بالا هُندن چملو



هِلِی، مال

هِلِی، مال  

چملو

چملو اَ لار هُندن چملو

بُنُسی جَهله به دوشی که پی دل و دلدار هُندن چملو  "



آه،


ای ساحل دوباره نگاه ها و یادبودی ها

با وهم شب سخن بگو



از لای قلعه ی جادو

از مرگ تیره ی جاشو

از لخت کردن یک یادبود

از واهمه ی بوسه های عاطفه

شادی

نشاط

سرور

آه! 



اینک می کشم بدوش

این ساحل نیمه جان

در کوچه های پر آشوبِ هرج و مرج و خون

در طرح اندام خور گورسوزان

در خوشه های خشم خورِ گهرو

در شاخه های پیچکِ خور موسی

در طشت خونی کله پزان

در گردباد پر غبار بلوچ

در کوچه های خاموشِ

گور فرنگ

سی کامل

گِل کَنی

نایبند

پُشت شهر

پُشتِ بند

در عطر  

کَهور

کِرَت

گَز

گل ابریشم  

و  

چوچِ باغ مولوی

آه!


ای ساحل بی رمق

با وهم شب سخن بگو

از قصه ی سرخ خانسرخ

ز ناله ی پل

که مرگی خونین به خاکش فکند

چون دودی غم آلود

در مسیر خشم

در مسیر خون

در مسیر باد

17/04/1380
بندرعباس  

 

ماشاءالله جماتی پور


توضیحات:
سیم بالا: نام یکی از محله های ساحلی شهر بندرعباس.
جرون: نام قدیمی شهر بندرعباس.
پیزاده: فرزند خوانده
سرریگ: نام یکی از محله های ساحلی در غرب بندرعباس.
سورو: نام یکی از محله های ساحلی در شرق بندرعباس.
خواجه عطاء : نام یکی از محله های ساحلی در غرب بندرعباس.
چاه خور: نام یکی از محله های ساحلی شهر بندرعباس ، بولوار معلم فعلی (کوی آزادگان جنوبی)  

مغ: درخت خرما 

مغ ناخا : نخل ناخدا
نخل ناخدا: نام یکی از محله های ساحلی در غرب بندرعباس .
قلعه شاهی: نام یکی از محله های شهر بندرعباس.
بت گورو: معبد هندوها در بندرعباس. این معبد در سال ۱۳۱۰ هجری قمری ساخته شده است.
علی سن رضا: علی حسن رضا
مه سن خالو: محمد حسن خالو(خالو: دایی)
گوریز: نام نوعی ماهی
شورت: نام نوعی ماهی
بیلرسوت : نوعی لباس کارگری که معمولا کارگران شرکت ملی نفت از آن استفاده می کنند.
چمل: شب بوی وحشی.
کارگزاری: در گذشته محل داد و ستد و نبض اقتصادی شهر بندرعباس بود
اما در حال حاضر رونق چندانی ندارد.
هلی، مال.... آوازی که کارگران بومی شرکت ملی نفت ناحیه بندرعباس هنگام کاربه صورت دسته جمعی می خواندند (نوعی چاشنی کار)، تا بدین وسیله از مشقت کار طاقت فرسای خود کاسته باشند .
چمل، یا همان شب بوی وحشی، شخصی است نازپرورده که برخلاف آنان دست به سیاه و سفید نمی زند. کارگران با این آواز سعی در کنف کردن او دارند تا بیش از این از دست رنج آنان ارتزاق نکند و از زالو صفتی دست بردارد.
خور گورسوزان: محلی در بندرعباس که در گذشته هندوها را پس از مرگ در آنجا می سوزاندند.
گهرو: نام محلی در حومه بندرعباس. محل فعلی بندر شهید باهنر .
کله پزها: نام محله ای درشهر بندرعباس.
بلوچ: نام محله ای درشهر بندرعباس.
گور فرنگ، سید کامل، گل کنی، نایبند، پشت شهر، پشت بند: نام محله‌هایی در شهر بندرعباس.
کرت، کهور، گز، گل ابریشم و جوچ: درختان بومی.
باغ مولوی: نام محلی در بندرعباس که در گذشته پر از درختان بومی بوده و اکنون کمتر اثری از آن برجاست. محل فعلی کوی بیست ودو بهمن .
خان سرخ یا خانه سرخ: نام بندری در حومه ی بندرعباس.
پل: نام بندری دراستان هرمزگان

نظرات 2 + ارسال نظر
حمید بهادری دوشنبه 7 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:02 ب.ظ

بیاد همه انهای که درسکوت تنهای خویش ارام گرفته اند .بیاد روزهای که در ان جز مهر وفا انشگتری دلداگی های بچه گیمان چیزی دیگری یافت نمی شود.و درود وهزارن بدرود بر توای که هنوز بیاددریا مادر سکوت راز دار روزهای تلتنگی هستی.تمام

آرش دوشنبه 22 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 08:31 ب.ظ

سلام.خیلی جالب بود.آقای جماتی پور اگه میشه لطف کنید به میل بزنید و بگید شما دقیقا مال کدام محله بندرعباس هستید.ممنون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد